دی 89 - خاکم سوادکوه

  • وب قیمت ماشین
  • سفارش تبلیغ
    صبا ویژن

    بشر وقتی امید و رویایی نداشته باشد ، مرده ای بیش نیست



    تاریخ : چهارشنبه 89/10/22 | 11:59 صبح | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    بگذار سپیده سر زند .

    چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خش .

    و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد .

    و مهتاب رنگ بازد و ستاره ی سحری باز گرددد .

    و راه کهکشان بسته شود …

    بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پر کشد



    تاریخ : چهارشنبه 89/10/22 | 11:58 صبح | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    دوست داشتن از عشق برتر است .
    عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ،
     اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .
     عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
    و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد
    دوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابد.                    



    تاریخ : چهارشنبه 89/10/22 | 11:55 صبح | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    شجاعت است
    اگر برآورده شود رحمت است.
    اگر برآورده نشود حکمت است.
    التماس به خلق:
    ذلت است
    اگر برآورده شود منت است.
    اگر برآورده نشود خفت است.



    تاریخ : چهارشنبه 89/10/22 | 11:54 صبح | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
    چقدر مثل بچگی هام لالایی هاتو دوست دارم
    سادگی هاتو دوست دارم
    خستگی هاتو دوست دارم
    چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم

    کاشکی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون می شدم
    تو دشت ابری چشمات یه قطره بارون می شدم
    کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
    یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

    لالایی لالایی لا لا لا

    بخواب که می خوام تو چشمات ستاره هامو بشمرم

    لالایی لا لا لا لا لا لا

    پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

    دنیا اگه خوب اگه بد اگه بد
    با تو برام دیدنیه
    باغ گلهای اطلسی با تو برام چیدنیه اااااا...

    لالایی لا لا لا

    کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

    لالایی هاتو دوست دارم
    بغض صداتو دوست دارم



    تاریخ : سه شنبه 89/10/21 | 7:3 عصر | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد

     

    عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد

     آمدم تا از سر دلتنگی و دلواپسی

     گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد

     آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی

     چون شراب کهنه ای نوشت کنم اما نشد

     نازنینم، نازنینم

     یاد تو هرگز نرفت از خاطرم

     آمدم تا این سخن آویزه گوشت کنم اما نشد

     شعله شد تا به دل خاکستر احساس تو

     لحظه ای رفتم که خاموشت کنم اما نشد

     بعد از آن نامهربانیهای بی حد وحصر

     سعی کردم تا فراموشت کنم اما نشد.



    تاریخ : سه شنبه 89/10/21 | 6:57 عصر | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ... 

    شانه هایش را برای گریستن و سینه اش را برای نهاندن سرم و چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم

     دلم کسی را می خواهد که مرا با هر آنچه هستم دوست بدارد .

    با تمام خوبی ها و بدیهایم  با تمام مهربانی ها و نامهربانی هایم

      دلم کسی را می خواهد که آفتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد  کسی چون تو ...! 

     



    تاریخ : سه شنبه 89/10/21 | 6:56 عصر | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر

    برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.

    برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده.

    برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.

    برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

    برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.

    برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر.

    برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.

    برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.

    برای عشق خودت باش ولی خوب باش



    تاریخ : سه شنبه 89/10/21 | 6:56 عصر | نویسنده : پاشاکلاهی | نظر
    

  • paper | مقاله های دوستان | خرید
  • رپورتاژ آگهی با کیفیت | فال حافظ